Skip to content

زندگی در حال دویدنه، من در حال خواب!‏

January 22, 2013

شخص مذکور پس از دیداری دو روزه با یکی از نویسنده های صاحب نام معاصر،  و داشتن نقش دامب بلاند* در جمع(که تازه بلاندش هم فیک است)، فهمید که خیلی از زندگی عقب است!‏

در طول صحبت فقط میانگین لبخند جمع را بالا برده و نهایت خوشحالیش جایی بود که نویسنده مذکور از او پرسید فلان کتاب را خوانده ای و او با ذوق شایانی سر را به نشانه تایید تکان داد!‏

تجربه ای بود به غایت جالب، با آنکه کوچکترین عضو جمع بود اما فهمید که تا این سن خیلی بیشتر از اینها باید می دانسته،  و این چیزها  دیگر درس و دانشگاه نیست که آدم پشت گوش بیندازد!‏

و  الان خوشحال است که با اراده فیسبوکش را بسته و با خود تصیمیم گرفته روزی سه بار به خود یاداوری کند که تا سی سالگی لعنتی کثافت چیزی نمانده و هر پخی شدی تا همان موقع شدی، الان که مثلا جوانی و انقدر تنبل بعد از آن چه می خواهی بکنی!‏

پس قرار را بر هم کشیدن گذاشت …‏

Dumb blonde  *

Advertisements

From → Uncategorized

Leave a Comment

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: